ميرزا قهرمان امين لشكر

54

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )

امروز كه يوم چهارشنبه 16 شهر شعبان المعظم است از خواب برخاسته حمام رفتم و زود بيرون آمدم ، منزل چاى خوردم و مشغول دعا و اوراد شدم . ميرزا شفيع خان منشى آمد ، پسر مرحوم على خان سرهنگ فوج خلخال را همراه داشت . گفتم به آنها هم چاى آوردند ، قدرى صحبت فوج به ميان آمد . گفتگو كردند . جناب مجتهد ارومى و جناب حاجى قاضى و دو سه نفر آمدند و كاغذى از خان محقق رسيد كه نوشته‌اند مراسلهء . . . « 1 » پنجم شهر شعبان رسيده ، اظهار خصوصيت كرده بوديد ، و اين كاغذ را ميرزا عيسى وكيل بكمز افندى آورد . و حالا گماشتهء جناب امام جمعه آمده كه ناهار بايد آنجا بروم . من هم رفتم منزل جناب مجتهد سلمه الله . آدم خارج نبود ، خودشان و جناب ميرزا احمد آقا و ميرزا رضا آقا بودند . من فرستادم ملا نور محمد را آوردند . خدمت ايشان توسط كردم كه در حق او اگر فرضا تقصيرى هم كرده است اغماض و مهربانى بكنيد ، و جناب اجل آقاى امير نظام دام اقباله را به زحمت عرض و تشكى آنها نيندازند . خلاصه بعد از صرف ناهار و قليان و قهوه برخاستم آمدم طرف منزل . اول خيال كردم به ملاحظهء اينكه ديروز به حضور مبارك حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه مشرف نشدم ، به حضور و الا مشرف شوم . فرستادم گفتند حضرت و الا استراحت فرموده‌اند . من هم آمدم منزل و قدرى خوابيدم و طرف عصر برخاسته نماز گزاردم . محمد ابراهيم خان پيشخدمت آمد . حكم جناب مستطاب امير نظام دام اقباله را در فقرهء ملا نور محمد و صورت ادعاى جناب مجتهد سلمه الله را با يكى دو نوشتهء ديگر به محمد ابراهيم خان دادم بروند در صدد رفع اين حرفها برآيند . سيد احمد هم شب اينجا نيست . حاجى فضلعلى خان پسر مرحوم حاجى ميرزا صادق خان اينجا آمد و گفتند طرف عصر جناب مستطاب آقاى امير نظام دام اقباله سوار شده بودند ، و من امشب كسالت داشتم منزل ايشان نرفتم ، و رقعه مقرب الخاقان ميرزا سعيد مستوفى در گرفتارى برادرش نوشته بود . من فرستادم نزد بيگلربيگى تحقيق كردم . او نوشته بود كه از تقصير او اطلاعى نداشتم . حكم مبارك حضرت و الا شد كه او را بياوريم براى تحقيق قتلى « 2 » كه چند روز قبل اتفاق افتاده است ، و شاهزاده خانم والدهء عزت الله خان امروز عصر پيش من آمد قدرى حرفهاى متفرقه از ساوجبلاغ و غيره گفته شد و رفت .

--> ( 1 ) - به قدر يكى دو كلمه مغشوش شده ، قابل خواندن نيست . ( 2 ) - اصل : مقتولى .